ترجمه "swampy" به فارسی

باتلاقی, خفتابی, لجنی بهترین ترجمه های "swampy" به فارسی هستند.

swampy adjective دستور زبان

Describing land that is wet like a swamp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاقی

    I had to wade through a long belt of swampy sand

    من ناچار بودم مسافت درازی روی باریکهی شنزار باتلاقی راه بروم،

  • خفتابی

  • لجنی

  • ترجمه های کمتر

    • باتلاق مانند
    • دارای باتلاق
    • سست و مرطوب
    • وابسته به باتلاق
    • پر باتلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swampy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "swampy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه