ترجمه "swans" به فارسی
قوها ترجمه "swans" به فارسی است.
swans
verb
noun
Plural form of swan. [..]
-
قوها
nounAll at once, he caught sight of the two little ragged boys behind the green swan hutch.
ناگهان، دو کودک فقیر ژندهپوش را دید که پشت خانه کوچک سبز قوها بی حرکت ایستاده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swans " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Swans
noun
plural of [i]Swan[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Swans" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Swans در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "swans" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) قوی وحشی (Olor buccinator بومی امریکای شمالی)
-
قو
-
(جانور شناسی) قوی سوتی (قوی درشت اندام و سپید بومی امریکای شمالی : Olor columbianus)
-
غاز قونما
-
(انگلیس - عامیانه)خرامیدن · (جانور شناسی) قو (تیره ی Anatidae) · (مثل قو) راه رفتن · (محلی) قسم خوردن (معمولا به صورت : قسم می خورم I swan) · (نجوم) رجوع شود به Cygnus · اظهار کردن · انسان قو مانند (به ویژه شاعر یا آواز خوان) · اواره شدن · بحق دانستن · خرامان خرامان رفتن · قو · متعجب شدن · پرسه زدن · گشتن
-
قوی سیاه
-
پارچه ی حوله ای (swansdown هم می نویسند) · پارچه ی نرم (برای لباس بچه) · پر قو
-
قوی سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن