ترجمه "swaybacked" به فارسی
فروکمر, کمری, (به ویژه اسب) دارای کمر فرورفته (در اثر بارکشی) بهترین ترجمه های "swaybacked" به فارسی هستند.
swaybacked
adjective
دستور زبان
having sagged back [..]
-
فروکمر
-
کمری
-
(به ویژه اسب) دارای کمر فرورفته (در اثر بارکشی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swaybacked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "swaybacked" با ترجمه به فارسی
-
قوس وفرورفتگی ستون فقرات · پشت خم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن