ترجمه "sweep" به فارسی
روبیدن, رُفتن, جارو کردن بهترین ترجمه های "sweep" به فارسی هستند.
(transitive) To clean (a surface) by means of a stroking motion of a broom or brush. [..]
-
روبیدن
to clean using a broom or brush
they sweep things out of the way with their beak.
با نوکشان شروع به روبیدن اجسام می کنند.
-
رُفتن
verbto clean using a broom or brush [..]
-
جارو کردن
to clean using a broom or brush
So I started sweeping the building as a kind of performance.
شروع کردم به عنوان یک هنر نمایشی، خانه را جارو کردن.
-
ترجمه های کمتر
- رفتن
- بردن
- گشتن
- پهنه
- جستجوی کامل، گشتن کامل
- پویش. حرکت و فعالیت پی گیر در جستجوی چیزی .
- گستره
- گشتن، جوئیدن
- جاروزنی
- کنارزدن
- روبش
- مالیدن
- گذشتن
- درآوردن
- (آسیاب بادی) پره
- (با آتش مسلسل و غیره) درو کردن
- (با حرکت تند و سرتاسری) درکشیدن
- (با هر چیز جارو مانند) زدودن
- (برای یافتن چیزی ته رود خانه و غیره) را با تور و قلاب جستجوکردن
- (در ترکیب)- روب 2
- (در سرتاسر) با سرعت حرکت کردن
- (فیزیک) جاروب الکترونیکی
- (قایق) پاروی بلند 9
- (مثل هنگام جارو کردن به طور سرتاسری) حرکت دادن
- (معمولا جمع) چیزهای جارو شده
- (مین های دریا و غیره را) گرد آوری کردن
- (هر چیزی) کشیدن
- آشفته کردن
- اهرم یا دیرک که با آن سطل آب را از چاه بالا می کشند
- با امتیاز یا رای بسیار (مسابقه یا انتخابات و غیره را) بردن
- بادبان 0
- تجسس کردن
- تمیز کردن
- جاروب کردن
- حرکت جاروب وار
- حرکت قوس دار 3
- خاکروبه (sweepings هم می گویند) 8
- در تیررس
- در معرض 5
- در چشم انداز (چیزی)
- رجوع شود به chimney sweep 7
- رجوع شود به sweepstakes 1
- رساندن 0
- رفت و روب
- ضربه ی ناشی از حرکت جاروب وار یا چپ راست 4
- عرصه 6
- عمل جارو کردن
- قوس زدن
- مین روبی کردن
- نابود کردن
- وجب کردن
- ولتاژ پراکنش 2
- پاک کردن
- پس زدن
- پل بستن
- پیروزی شایان
- پیچاپیچ رفتن 1
- چپ راست روی
- کلیه ی مسابقات را بردن (بدون باخت)
- گرفتار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sweep " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The menu in Hotmail that includes actions a customer may take on the contents of the folder that is currently displayed. Some actions draw context from a selected message. For example, if someone selects a message, they can move all or delete all messages from that sender. If no message is selected, the actions occur at a folder level, such as marking all messages in the folder as read, or deleting all messages in the folder.
"Sweep" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sweep در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sweep"
عباراتی شبیه به "sweep" با ترجمه به فارسی
-
(با تداعی منفی) نسنجیده · (جمع) هرچیز جارو شده · (قوس) دراز · اساسی · بنیان کن · بی استثنا · خاکروبه · رجوع شود به sweep · رفته ها · سرسری · فراگیر · همه سویه · کلی · گسترده
-
پنجره های کشویی
-
آشفته کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · گرفتار کردن
-
(ساعت) عقربه ی دقیقه شمار (second hand هم می گویند) · عقربه ثانیه شمار
-
الگوریتم پاکسازی خطی
-
منکوب کردن
-
زباله
-
عقربه ثانیه شمار