ترجمه "sweetness" به فارسی
شیرینی, ملاحت, نرمی بهترین ترجمه های "sweetness" به فارسی هستند.
sweetness
noun
دستور زبان
The condition of being sweet or sugary. [..]
-
شیرینی
nounI'm partial to a little sweetness in the morning.
امروز صبح به یه کم شیرینی علاقه مند شدم!
-
ملاحت
It would never do to appear sedate and elderly before Melanie's sweet youthfulness.
این لباس هرگز او را در برابر ملاحت، جوانی و شادابی ملانی جلوه نمیداد.
-
نرمی
But say, didn't that Mr. Donald King of Peru, Indiana, talk sweet. My!
ولی حقیقتا این آقای دانلد لینگ که اهل پرو در ایالت ایندیانا بود، زبان چرب و نرمی داشت.
-
ترجمه های کمتر
- بو
- حلاوت/حلاوة، دلچسبی؛ دلپذیری؛ خوشایندی.شیرینی.عذوبت
- عطر
- خاطرات گذشته
- دسته گل
- شیرینی (طعم)
- شیرینی (مزه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sweetness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sweetness" با ترجمه به فارسی
-
دی نیتروژن مونوکسید
-
(گیاه شناسی) ماگنولیای ویرجینیایی (Magnolia virginiana) · برگ بو · رجوع شود به laurel
-
شاهبلوط شيرين (درخت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن