ترجمه "sweltering" به فارسی
(گرما) شدید, تفتان, داغ بهترین ترجمه های "sweltering" به فارسی هستند.
sweltering
noun
adjective
verb
دستور زبان
(of weather) hot and humid; oppressively sticky [..]
-
(گرما) شدید
-
تفتان
-
داغ
adjective adverbHe began telling Julia of something that had happened, or rather had failed to happen, on another sweltering summer afternoon, eleven years ago.
به نقل واقعهای پرداخت که یازده سال پیش در بعدازظهر داغ تابستان پیش آمده بود یا، بهتر بگوییم، پیش نیامده بود.
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به sultry
- سوزان
- کلافه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sweltering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sweltering" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه هوا) گرم بودن یا کردن · (قدیمی - به ویژه زهر) بیرون دادن · از گرما کلافه شدن یا کردن · تراویدن · خیش شدن · داغی · ریختن · گرمای شدید
-
(به ویژه هوا) گرم بودن یا کردن · (قدیمی - به ویژه زهر) بیرون دادن · از گرما کلافه شدن یا کردن · تراویدن · خیش شدن · داغی · ریختن · گرمای شدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن