ترجمه "swingle" به فارسی
باهو, فدرنگ, چنبه بهترین ترجمه های "swingle" به فارسی هستند.
swingle
verb
noun
دستور زبان
to beat or flog, especially for extracting the fibres from flax stalks; to scutch [..]
-
باهو
-
فدرنگ
-
چنبه
-
ترجمه های کمتر
- کوتنگ
- (کتان و غیره را) با کوتنگ زدن و پاک کردن
- تیغه ی گندم کوب
- مرد هرزه
- مردمجرد و بی بند و بار در امور جنسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swingle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن