ترجمه "swingy" به فارسی
اونگی, مسجع, نوان بهترین ترجمه های "swingy" به فارسی هستند.
swingy
adjective
دستور زبان
(curling) (of ice) Allowing stones to curl more than usual [..]
-
اونگی
-
مسجع
adjective -
نوان
adjective
-
ترجمه های کمتر
- نوسانی
- نوسان دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swingy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن