ترجمه "swirl" به فارسی

چرخش, گرداب, حلقه بهترین ترجمه های "swirl" به فارسی هستند.

swirl verb noun دستور زبان

a whirling eddy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخش

    noun

    which were swirling more slowly now that Dumbledore had stopped adding thoughts.

    اکنون که دیگر دامبلدور فکری به آن اضافه نمیکرد چرخش آن بسیار آهسته شده بود.

  • گرداب

    noun

    he could see only his own body all else was swirling darkness

    غیر از خود هری همه چیز در گرداب سیاهی میچرخید....

  • حلقه

    noun

    We're going to the swirling wing of trash in the sky.

    ميخوايم بريم سراغ اون حلقه ي چرخون آشغالي که توي آسمونه

  • ترجمه های کمتر

    • گردش
    • چرخیدن
    • گردبادی
    • پیچیدگی
    • دورزنی
    • چرخاندن
    • گیجی
    • (مثلا یخ را در آب یا آب را در لیوان) هم زدن
    • (گرداب وار) گشتن
    • حرکت دورانی یا گردابی
    • حرکت چرخشی
    • دور گرداندن
    • سردر گمی
    • هرچیز چرخنده
    • ور رفتن
    • چرخ زدن
    • چرخان بودن
    • گیج بودن
    • گیج خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swirl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "swirl"

اضافه کردن

ترجمه های "swirl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه