ترجمه "swirly" به فارسی

(اسکاتلند) گوریده, درهم و برهم, پر چرخش بهترین ترجمه های "swirly" به فارسی هستند.

swirly adjective noun دستور زبان

Having swirls; swirling [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اسکاتلند) گوریده

  • درهم و برهم

  • پر چرخش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swirly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "swirly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه