ترجمه "swish" به فارسی
غژکردن, وژکردن, چرنگیدن بهترین ترجمه های "swish" به فارسی هستند.
swish
adjective
verb
noun
دستور زبان
(UK, colloquial) sophisticated; fashionable; smooth. [..]
-
غژکردن
-
وژکردن
-
چرنگیدن
-
ترجمه های کمتر
- باب
- (انگلیس - خودمانی) شیک
- (توپ بسکتبال - بدون خوردن به تخته یا حلقه) به درون حلقه رفتن
- (خودمانی - تحقیر آمیز) کونی
- (در اثر مالیده شدن یا کشیده شدن) صدا کردن
- (مثل هنگام حرکت دادن سریع ترکه یا شلاق در هوا) سوت کشیدن
- از حلقه رد شدن
- زن صفت
- صدای مالش ایجاد کردن
- مد روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن