ترجمه "swiss" به فارسی

سوئیسی, وابسته به کشور سوئیس, پارچه ی نازک بهترین ترجمه های "swiss" به فارسی هستند.

swiss verb دستور زبان

To prepare (meat, fabric, etc.) by rolling or pounding in order to soften it.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوئیسی

    Henri Rendell was a tall, distinguished looking, balding man with a heavy Swiss accent.

    هنری رندل مردی بلند قد با قیافهای محترم، سر طاس و لهجه تند سوئیسی بود.

  • وابسته به کشور سوئیس

  • پارچه ی نازک

  • ترجمه های کمتر

    • پنیر سوئیسی
    • پنیر سوئیسی (سفید یا زرد کم رنگ با خلل و فرج بسیار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swiss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Swiss adjective noun دستور زبان

Of, from, or pertaining to Switzerland or the Swiss people. [..]

+ اضافه کردن

"Swiss" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Swiss در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "swiss"

عباراتی شبیه به "swiss" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "swiss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه