ترجمه "switch" به فارسی
سویچ, کلید, شلاق بهترین ترجمه های "switch" به فارسی هستند.
switch
adjective
verb
noun
دستور زبان
A device to turn electric current on and off or direct its flow. [..]
-
سویچ
device to turn electric current on and off [..]
-
کلید
noun feminineelectrical component that can break an electrical circuit
Someone tripped the panic switch at our security fence.
یه نفر هول هولکی کلید حصار امنیتی رو زده.
-
شلاق
noun
-
ترجمه های کمتر
- تغییر
- دکمه
- ترکه
- تعویض
- چوب
- جابجایی
- جانشینی
- دگرگونی
- (باترکه) زدن
- (برخی جانوران مثلا گاو) بخش پرپشم دم
- (برق) کلید
- (به ویژه اگر ناگهانی باشد) انتقال
- (به ویژه برای چوب زدن) ترکه
- (ترن) خط عوض کردن 4
- (راه آهن) سوزن
- (سویچ یا کلید برق را) زدن
- (شلاق وار) حرکت دادن
- (عامیانه) مبادله کردن
- (مثلا با ترکه یا شلاق) حرکت سریع
- (ناگهان) تغییر دادن
- باز یا بسته کردن 2
- به اهتزاز درآوردن 0
- تاخت زدن 3
- تغییر کردن
- حرکت تند وچرخشی
- دگرگون شدن
- رجوع شود به siding
- سوزن دوراهی
- عوض بدل کردن
- عوض کردن
- متوجه چیزی شدن
- معطوف شدن
- منگوله ی دم
- موی بلند دم
- چوب زدن
- چوبکاری کردن
- کاکل دم
- کنار زدن 1
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " switch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Switch
Switch (TV series) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Switch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Switch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "switch"
عباراتی شبیه به "switch" با ترجمه به فارسی
-
(برق) سویچ تاگل · کلید اهرمی · کلید کشوی
-
(برق) کلید چاقویی · کلید تیغه ای · کلید چاقویی
-
میکروسوییچ
-
سوزن ریل
-
راهگزینی بسته کوچک
-
سویچ تبدیل دستی
-
(فیزیک - برق) کلید جیوه ای · کلید جیوهای
-
کلید آنالوگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن