ترجمه "swivel" به فارسی

گردنده, پی چرخ, چرخاندن بهترین ترجمه های "swivel" به فارسی هستند.

swivel verb noun دستور زبان

(mechanical): A piece, as a ring or hook, attached to another piece by a pin, in such a manner as to permit rotation about the pin as an axis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردنده

    noun
  • پی چرخ

  • چرخاندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بستن
    • (با قلاب زنجیر) محکم کردن
    • (توپ و مسلسل و غیره) چرخنده روی پایه
    • (روی لولای پاشنه گرد یا مفصل گردان و غیره) چرخیدن
    • (مکانیک)
    • بن چرخ
    • ته مته
    • قلاب زنجیر
    • لولای پاشنه گرد
    • مفصل گردان
    • پی چرخی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swivel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "swivel"

عباراتی شبیه به "swivel" با ترجمه به فارسی

  • صندلی پایه چرخ (پی چرخ) · صندلی چرخان · صندلی گردان
اضافه کردن

ترجمه های "swivel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه