ترجمه "swollen" به فارسی
آماس کرده, آماسیده, اسم مفعول : swell بهترین ترجمه های "swollen" به فارسی هستند.
swollen
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of swell [..]
-
آماس کرده
one cheek was swollen to the size of a baby's head.
یک طرف صورتش به اندازه سر طفلی آماس کرده بود.
-
آماسیده
-
اسم مفعول : swell
-
ترجمه های کمتر
- باد کرده
- متورم
- پف آلود
- پف کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swollen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن