ترجمه "swoop" به فارسی
شیرجه, ربایش, فروجهش بهترین ترجمه های "swoop" به فارسی هستند.
swoop
verb
noun
دستور زبان
to fly or glide downwards suddenly; to plunge (in the air) or nosedive [..]
-
شیرجه
See how they wheel and swoop, always down to that point over there!
ببین چطور چرخ میزنند و مدام روی آن نقطه که آنجاست شیرجه میروند!
-
ربایش
-
فروجهش
-
ترجمه های کمتر
- فروجهیدن
- قاپیدن
- (به جایی) ریختن
- (به ویژه در مورد پرنده ی شکاری) شیرجه رفتن (به سوی طعمه)
- (پلیس و غیره - ناگهان) در رسیدن
- در ربودن
- فرود ناگهانی
- قاپ زدن
- قاپ زنی
- مهر زدن به
- چنگ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swoop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن