ترجمه "symphonious" به فارسی
هماوا, همساز, (نادر) همنوا بهترین ترجمه های "symphonious" به فارسی هستند.
symphonious
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to simultaneous sounds that are harmonious together. [..]
-
هماوا
-
همساز
-
(نادر) همنوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " symphonious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "symphonious" با ترجمه به فارسی
-
مرکز سمفونی مورتون میرسون
-
سمفونی سن آنتونیو
-
(موسیقی) ارکستر سمفونی · سمفونی
-
(عامیانه) کنسرت (توسط ارکستر سمفونی) · (مخفف)symphony orchestra · (موسیقی) سمفونی (قطعه ی موسیقی کامل که معمولا چند movement دارد) · بخش آوازی قطعه ی موسیقی · سمفونی · سنفونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن