ترجمه "symphony" به فارسی

سمفونی, سنفونی, (عامیانه) کنسرت (توسط ارکستر سمفونی) بهترین ترجمه های "symphony" به فارسی هستند.

symphony noun دستور زبان

an extended piece of music of sophisticated structure, usually for orchestra [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سمفونی

    noun

    piece of orchestral music [..]

    I am only the maestro who orchestrated this beautiful symphony.

    من تنها رهبر ارکستری هستم که این سمفونی زیبا را هماهنگ کرده است.

  • سنفونی

    noun

    An extended composition usually for orchestra and usually comprising four movements.

    The symphony: Isaac Stern, the concerto, I heard it."

    این سنفونی: اسحاق استرن، این کنسرتو، من این را شنیدم."

  • (عامیانه) کنسرت (توسط ارکستر سمفونی)

  • ترجمه های کمتر

    • (مخفف)symphony orchestra
    • (موسیقی) سمفونی (قطعه ی موسیقی کامل که معمولا چند movement دارد)
    • بخش آوازی قطعه ی موسیقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " symphony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Symphony

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 106.

+ اضافه کردن

"Symphony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Symphony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "symphony" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "symphony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه