ترجمه "symptom" به فارسی

اثر, سَمپتوم, نشانه بهترین ترجمه های "symptom" به فارسی هستند.

symptom noun دستور زبان

(medicine) A perceived change in some function, sensation or appearance of a person that indicates a disease or disorder, such as fever, headache or rash. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثر

    noun

    figuratively: indicator of something [..]

    The first symptoms were not long in making their appearance.

    چندی نگذشت که نخستین آثار روشناییها نمایان شد.

  • سَمپتوم

    figuratively: indicator of something [..]

  • نشانه

    noun

    This behavior is a symptom of the culture we've created.

    رفتار و اعمال نشانه ای از فرهنگی است که ما ساخته ایم.

  • ترجمه های کمتر

    • نشانههای بیماری
    • علامت
    • نشان
    • دلیل
    • همایند
    • (پزشکی) نشانه ی بیماری
    • نشانه ی هرچیز
    • هم افت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " symptom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Symptom
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشانه

    noun

    This behavior is a symptom of the culture we've created.

    رفتار و اعمال نشانه ای از فرهنگی است که ما ساخته ایم.

  • علامت، نشانه

عباراتی شبیه به "symptom" با ترجمه به فارسی

  • نشانهها · نشانههاي بيماري · نشانگانها
  • نشانهها · نشانهها (بیماری) · نشانههاي بيماري · نشانگانها
  • عوارض خارج هرمی
  • بدخلق · ترشرو · غرغرو · نشانه های بدگواری
اضافه کردن

ترجمه های "symptom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه