ترجمه "synchronized" به فارسی
همگام شده ترجمه "synchronized" به فارسی است.
synchronized
adjective
verb
دستور زبان
Having attained synchronization, together, coordinated, combined. [..]
-
همگام شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " synchronized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "synchronized" با ترجمه به فارسی
-
همزمان سازی
-
زبان شناسی ایستا · زبان شناسی همزمانی
-
همزمان سازی EdgeSync
-
(وابسته به وضع زبان یا رسوم و غیره در زمان معین بدون درنظر - گیری سوابق تاریخی) همزمان سنجی · ایستاسنجی · رجوع شود به synchronous
-
رجوع شود به synchronous
-
(موتور و غیره که سرعت آن با بسامد جریان مدار تناسب کامل دارد) موتور همزمان · ماشین همزمان
-
همزمانی جریانهای نقدی
-
مدار خورشیدآهنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن