ترجمه "synchroscope" به فارسی
(به ویژه موتورهای یک هواپیما) دستگاه سنجش میزان همزمانی موتورها, همزمانی نما بهترین ترجمه های "synchroscope" به فارسی هستند.
synchroscope
noun
دستور زبان
An instrument that indicates the degree to which two alternating current systems are synchronised with each other; used especially in electricity generation [..]
-
(به ویژه موتورهای یک هواپیما) دستگاه سنجش میزان همزمانی موتورها
-
همزمانی نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " synchroscope " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن