ترجمه "tabby" به فارسی

گربه ماده, اعتابی, (ابریشم را) موج دار کردن بهترین ترجمه های "tabby" به فارسی هستند.

tabby adjective noun دستور زبان

(uncountable) A kind of waved silk, usually called watered silk, manufactured like taffeta, but thicker and stronger. The watering is given to it by calendering. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه ماده

    tabby the tabby. catnapped

    تبي گربه ماده چرت ميزد

  • اعتابی

  • (ابریشم را) موج دار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (از ریشه ی عربی)
    • (انگلیس - قدیمی) دختر ترشیده
    • (انگلیس - قدیمی) زن خبرکش
    • (به ویژه ماده) گربه
    • (زن) شایعه پرداز
    • حریر موجدار
    • راه راه (به ویژه راه راه تیره بر زمینه ی خاکستری یاقهوه ای)
    • راه راه کردن
    • گربه ی خاکستری با راه - راه های تیره
    • گربه ی پلنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tabby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tabby proper

A diminutive of the female given name Tabitha. [..]

+ اضافه کردن

"Tabby" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tabby در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "tabby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه