ترجمه "tabernacle" به فارسی
کنیسه, خیمه, معبد بهترین ترجمه های "tabernacle" به فارسی هستند.
tabernacle
noun
دستور زبان
any temporary dwelling, a hut, tent, booth. [..]
-
کنیسه
noun -
خیمه
nounOne day Hannah went up to the tabernacle to pray.
یک روز، حَنّا به خیمه رفت تا دعا کند.
-
معبد
-
ترجمه های کمتر
- خرگاه
- منزلگاه
- (در سفر خروج یهودیان) معبد متحرک 0
- (در وسط محراب کلیسا) محفظه یا جعبه ی اشیای مقدس
- (قدیمی) مسکن
- (قدیمی) پناهگاه موقت
- خانه ی روح (یعنی بدن انسان)
- در کلیسا یا زیارتگاه یامحفظه ی اشیای مقدس قرار دادن
- زیارتگاه (به ویژه دارای سایبان یا طاق پارچه ای)
- ماوای موقتی
- معبد یهودیان
- موقتا زندگی کردن یا مسکن گزیدن
- پرده سرای
- کلیسا(به ویژه اگر جا دار باشد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tabernacle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tabernacle
noun
دستور زبان
a case on the altar of a church that contains the consecrated host and wine for the Eucharist [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tabernacle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tabernacle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن