ترجمه "tabescent" به فارسی

نزار, در حال نحیف شدن (در اثر بیماری) بهترین ترجمه های "tabescent" به فارسی هستند.

tabescent adjective دستور زبان

Wasting away, or becoming emaciated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزار

  • در حال نحیف شدن (در اثر بیماری)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tabescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tabescent" با ترجمه به فارسی

  • ضعف درنتیجه تب دق یا سل نخاع · هزال
اضافه کردن

ترجمه های "tabescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه