ترجمه "tablature" به فارسی
نقاشی, تصور, (راهنمای نواختن - گیتار و غیره) روش لوح نگاری بهترین ترجمه های "tablature" به فارسی هستند.
tablature
noun
دستور زبان
A form of musical notation indicating fingering rather than the pitch of notes, commonly used for stringed instruments [..]
-
نقاشی
noun -
تصور
noun -
(راهنمای نواختن - گیتار و غیره) روش لوح نگاری
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) لوح
- لوحه (که روی آن چیزی حک یا نگاشته یا نقاشی شده است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tablature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tablature"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن