ترجمه "tableau" به فارسی

جدول, تابلو, تصویر گیرا بهترین ترجمه های "tableau" به فارسی هستند.

tableau noun دستور زبان

a striking and vivid representation; a picture [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدول

    noun
  • تابلو

    noun

    Miss Kate put up her glass, and, having taken a survey of the little tableau before her,

    دوشیزه کیت عینکش را به چشمش گذاشت و بعد از اینکه نظری به تابلو کوچکی که در مقابلش قرار داشت افکند،

  • تصویر گیرا

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به tableau vivant
    • صحنه ی جالب
    • نمای چشمگیر
    • پرده نقاشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tableau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tableau" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) تصویر زنده · تابلو · جدول · نمایش صحنه توسط هنرپیشگان ساکت و بی حرکت · پرده نقاشی
اضافه کردن

ترجمه های "tableau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه