ترجمه "tabor" به فارسی
طبل, تنبور, دمبک بهترین ترجمه های "tabor" به فارسی هستند.
tabor
verb
noun
دستور زبان
A small drum. In traditional music, a small drum played with a single stick, leaving the player's other hand free to play a melody on a three-holed pipe. [..]
-
طبل
nounFour skillful tabor and flute players accompanied them
رامشگران این دسته چهار تن بودند که نی میزدند و طبل میکوفتند.
-
تنبور
noun -
دمبک
noun
-
ترجمه های کمتر
- تبیره
- دهل
- (از ریشه ی فارسی : تبیر)
- تبیره زدن (tabour هم می نویسند)
- تنبور زدن
- دمبک زدن
- طبل کوچک
- کوس کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tabor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tabor
proper
Tábor (city in the Czech Republic) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tabor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tabor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tabor"
عباراتی شبیه به "tabor" با ترجمه به فارسی
-
تبیره زن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن