ترجمه "taboo" به فارسی
تابو, حرام, تحریم بهترین ترجمه های "taboo" به فارسی هستند.
taboo
adjective
verb
noun
دستور زبان
An inhibition or ban that results from social custom or emotional aversion. [..]
-
تابو
nouninhibition or ban [..]
And around the fortress is this vast field of taboo
و پیرامون این قلعه میدان گسترده ای از تابو در برابر
-
حرام
adjectivebut who can't because of jealousy and taboo
اما کسی که به خاطر حسادت و حرام شمردن نمیتواند
-
تحریم
nounhave you exectued taboo?
شما تحریم را اجرا کردید؟
-
ترجمه های کمتر
- گردانش
- (در اصل - در میان بومیان جزایر اقیانوس آرام) تحریم برخی اشخاص و اشیا
- (زبان شناسی - جانشین سازی واژه یا عبارت حرام یاناخوشایند با واژه یا عبارت دیگر) جانشین سازی
- الفاظ حرام
- تحریم شده
- حرام اعلام کردن
- حرام انگاری
- حرام سازی
- ممنوع سازی
- منع شده
- منع کردن
- نجس شمردن
- نهی شده
- واژه ی حرام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taboo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taboo
Taboo (1999 film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Taboo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Taboo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "taboo" با ترجمه به فارسی
-
خوردنیهای تابو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن