ترجمه "tableware" به فارسی
ظرف, اسباب سفره, ظروف میز خوراک بهترین ترجمه های "tableware" به فارسی هستند.
tableware
noun
دستور زبان
The cutlery, crockery and glassware used in setting a table for a meal. [..]
-
ظرف
nounplates used for setting a table and serving food
-
اسباب سفره
-
ظروف میز خوراک
-
کارد و چنگال
nounIn her apron was a pile of silver tableware.
در پیش بندش تودهی کارد و چنگال نقره دیده میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tableware " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tableware"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن