ترجمه "tactility" به فارسی
بساوندگی, محسوسیت, قابلیت لمس بهترین ترجمه های "tactility" به فارسی هستند.
tactility
noun
دستور زبان
The condition of being tactile [..]
-
بساوندگی
-
محسوسیت
-
قابلیت لمس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tactility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tactility" با ترجمه به فارسی
-
اندام پایانی پرماسی · عضو انتهایی لامسه ای
-
بساوش پذیر · بساوشی · رجوع شود به tactual · سوهشی · قابل لمس · لامسه ای · لمسی · پرماس پذیر · پرماسشی · پرماسی
-
کفپوش برجسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن