ترجمه "tad" به فارسی
نی نی, نوزاد, کودک بهترین ترجمه های "tad" به فارسی هستند.
tad
noun
دستور زبان
A small amount; a little bit. [..]
-
نی نی
nounThis is like saying Hitler was a tad aggressive.
درست مثل این است که کسی بگوید هیتلر یک نی نی تهاجمی بود
-
نوزاد
noun -
کودک
noun
-
ترجمه های کمتر
- (معمولا با: A) کمی
- (یک) ذره
- بچه ی کوچک (به ویژه نوزاد پسر)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tad
proper
A male nickname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tad" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
TAd
verb
simple past tense and past participle of [i]TA[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"TAd" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TAd در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن