ترجمه "tailing" به فارسی

پس مانده, (جمع - در تخمیر یا بهره برداری معدن یا ذوب فلز و غیره) مواد زاید, باطله بهترین ترجمه های "tailing" به فارسی هستند.

tailing noun verb دستور زبان

Present participle of tail. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پس مانده

    noun
  • (جمع - در تخمیر یا بهره برداری معدن یا ذوب فلز و غیره) مواد زاید

  • باطله

  • ترجمه های کمتر

    • تفاله
    • ته آجر یا سنگ یا تخته (که در دیوارکار گذاشته شده است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tailing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tailing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tailing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه