ترجمه "tailing" به فارسی
پس مانده, (جمع - در تخمیر یا بهره برداری معدن یا ذوب فلز و غیره) مواد زاید, باطله بهترین ترجمه های "tailing" به فارسی هستند.
tailing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of tail. [..]
-
پس مانده
noun -
(جمع - در تخمیر یا بهره برداری معدن یا ذوب فلز و غیره) مواد زاید
-
باطله
-
ترجمه های کمتر
- تفاله
- ته آجر یا سنگ یا تخته (که در دیوارکار گذاشته شده است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tailing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tailing" با ترجمه به فارسی
-
دمبادبزنی دمحنایی
-
(گیاه شناسی) سگ دم (گیاهان جنس Cynosurus که علف های پایا هستند به ویژه : crested dog's-tail)
-
حشرهخوار دمدراز
-
جولای دمحنایی
-
مرغ جوگندمی دمخاکستری
-
درک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن