ترجمه "taken" به فارسی
اسم مفعول : take, مورد تحسین, مورد قبول بهترین ترجمه های "taken" به فارسی هستند.
taken
adjective
verb
دستور زبان
Infatuated; fond of or attracted to. [..]
-
اسم مفعول : take
-
مورد تحسین
-
مورد قبول
-
پذیرفته
He knew the government of families, and he knew he had been taken into the family.
او حکومت خانوادهها را میشناخت و میدانست که در خانواده پذیرفته خواهد شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taken
A button that specifies the date the picture was taken.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Taken" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Taken در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "taken" با ترجمه به فارسی
-
من حیث المجموع
-
مدت واقعی اجراء
-
آسان · احمقانه
-
بجا · سزاوار · معقول · منطقی
-
جا خورده · خشک زده (از تعجب) · شوکه شده · یکه خورده
-
بدیهی · بی چون و چرا پذیرفتن · دست کم گرفتن دیگران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن