ترجمه "takeoff" به فارسی
برخاست, پرواز, خیزش بهترین ترجمه های "takeoff" به فارسی هستند.
takeoff
noun
دستور زبان
The rising or ascent aircraft or rocket into flight. [..]
-
برخاست
phase of flight in which an aerospace vehicle or animal goes from the ground to flying in the air
-
پرواز
nounIf you don't mind taking your seats, we're pushing back for takeoff.
حالا اگه شما لطف نکنید و سر جاتون نشینید اونوقت موقع پرواز به عقب پرت میشید.
-
خیزش
-
ترجمه های کمتر
- خیزگاه
- هجو
- استهزا
- تقلید
- (اقتصاد و غیره) جهش
- (عامیانه) تقلید خنده آور
- (هواپیما) خیز
- جدول کلمات متقاطع
- زحمت بیهوده
- مرحله ی رشد سریع
- نوا در آوردن (take-off هم می گویند)
- نوعی بازی
- نوعی معما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " takeoff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "takeoff"
عباراتی شبیه به "takeoff" با ترجمه به فارسی
-
نشست و برخاست متعارف
-
بیشینه وزن برخاست
-
برخاست کوتاه و نشست عمودی
-
عمودپرواز
-
نشست و برخاست کوتاه
-
(کامیون و تراکتور و غیره) دستگاه انتقال نیرو
-
انتقالات نیرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن