ترجمه "talc" به فارسی

طلق, تالک, (از ریشه ی عربی) بهترین ترجمه های "talc" به فارسی هستند.

talc verb noun دستور زبان

A soft mineral of a soapy feel and a greenish, whitish, or grayish color, usually occurring in foliated masses. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلق

    noun
  • تالک

    phyllosilicate mineral

    Harmless lesions cause by talc inhalation.

    جراحت هاي بي ضرر بر اثر استنشاق تالک بوده

  • (از ریشه ی عربی)

  • ترجمه های کمتر

    • تالک (سیلیکات منیزی : Mg3Si4O10)OH(2)
    • طلق زدن به
    • مخفف : (talcum )powder
    • یا طلق ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " talc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "talc"

اضافه کردن

ترجمه های "talc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه