ترجمه "tale" به فارسی
داستان, افسانه, قصه بهترین ترجمه های "tale" به فارسی هستند.
tale
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) Number. [..]
-
داستان
nounIn the middle of this fresh tale Pierre was summoned to the commander in chief.
در میان این داستان فرمانده کل پییر را به حضور طلبید.
-
افسانه
nounSome fairy tales have happy endings. Some don't.
بعضی از افسانه ها پایان خوشی دارند. بعضی هم نه.
-
قصه
nounThe tale or the account caused laughter, but nobody was surprised.
این قصه، یا این حسابگری موجب خنده شد، اما کسی رامتعجب نساخت.
-
ترجمه های کمتر
- حکایت
- دروغ
- شرح
- روایت
- شایعه
- جمع
- برشمارش
- بازنمود
- کذب
- محاسبه
- (قدیمی) حساب
- (مهجور) عمل گفتن یا شرح دادن
- بر آورد
- حرف مفت
- شرح ما وقع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tale" با ترجمه به فارسی
-
افسانه · حکایت · داستان · داستان باور نکردنی · داستان جن و پری · دروغ شاخ دار · دروغ شگفت انگیز · قصه · قصه پریان · متل
-
قصه کلفت
-
(اشخاصی که در غیبت اعضای هیات منصفه ی دادگاه به جای آنها احضار می شوند) تالیز · (با فعل مفرد) حکم احضارهیات منصفه ی دادگاه · (حقوق)
-
حکایات کانتربری (اثر جفری چاسر شاعر انگلیسی)
-
داستان دهان به دهان · داستان مردمی · داستان ملی · قصه ی عامیانه
-
داستان کوسه
-
حکایتهای کنتربری
-
حرف الکی · حرف های خاله زنکی · خرافه · شایعه · عقیده ی قدیمی و مردود · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن