ترجمه "tales" به فارسی
(اشخاصی که در غیبت اعضای هیات منصفه ی دادگاه به جای آنها احضار می شوند) تالیز, (با فعل مفرد) حکم احضارهیات منصفه ی دادگاه, (حقوق) بهترین ترجمه های "tales" به فارسی هستند.
tales
noun
دستور زبان
(law) A writ to summon people to court to fill vacancies in a jury. [..]
-
(اشخاصی که در غیبت اعضای هیات منصفه ی دادگاه به جای آنها احضار می شوند) تالیز
-
(با فعل مفرد) حکم احضارهیات منصفه ی دادگاه
-
(حقوق)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tales " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tales
Tales (role-playing game series)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tales" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tales در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tales" با ترجمه به فارسی
-
افسانه · حکایت · داستان · داستان باور نکردنی · داستان جن و پری · دروغ شاخ دار · دروغ شگفت انگیز · قصه · قصه پریان · متل
-
قصه کلفت
-
حکایات کانتربری (اثر جفری چاسر شاعر انگلیسی)
-
(قدیمی) حساب · (مهجور) عمل گفتن یا شرح دادن · افسانه · بازنمود · بر آورد · برشمارش · جمع · حرف مفت · حکایت · داستان · دروغ · روایت · شایعه · شرح · شرح ما وقع · قصه · محاسبه · کذب
-
داستان دهان به دهان · داستان مردمی · داستان ملی · قصه ی عامیانه
-
داستان کوسه
-
حکایتهای کنتربری
-
حرف الکی · حرف های خاله زنکی · خرافه · شایعه · عقیده ی قدیمی و مردود · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن