ترجمه "talented" به فارسی

مستعد, بااستعداد, هنرمند بهترین ترجمه های "talented" به فارسی هستند.

talented adjective دستور زبان

endowed with one or more talents. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستعد

    adjective

    It is the misfortune of only too many Italian talents.

    و این بدبختی دامنگیر بسیاری از افراد مستعد ایتالیائی است.

  • بااستعداد

    endowed with talents

    The academically talented students helped others in the classroom.

    دانشجویان بااستعداد تحصیلی به دیگران در کلاس کمک کردند.

  • هنرمند

    noun adjective

    for she had come to believe that the only thing which saves a man of talent from failure is success.

    زیرا به این عقیده میرسید که آنچه مدعی وامانده را از هنرمند مسلم تمیزمیدهد موفقیّت است.

  • ترجمه های کمتر

    • با استعداد
    • با ذوق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " talented " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "talented" با ترجمه به فارسی

  • مدیریت استعداد
  • سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان
  • joint
  • (روم و یونان و خاورمیانه ی باستان - واحد وزن و پول) تالنت · آمایگی · استعداد · تالان · تالنت · درون داشت · ذوق · شخص (یا اشخاص) با استعداد · فرزامی · قریحه · قنطار
  • (به ویژه در تئاتر) مامور یافتن اشخاص هنرمند و پر استعداد
  • نمایش استعدادیابی
  • (روم و یونان و خاورمیانه ی باستان - واحد وزن و پول) تالنت · آمایگی · استعداد · تالان · تالنت · درون داشت · ذوق · شخص (یا اشخاص) با استعداد · فرزامی · قریحه · قنطار
اضافه کردن

ترجمه های "talented" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه