ترجمه "talisman" به فارسی

طلسم, جادو, بخت آور بهترین ترجمه های "talisman" به فارسی هستند.

talisman noun دستور زبان

A small amulet or other object, often bearing magical symbols, worn for protection against evil spirits or the supernatural. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلسم

    noun

    magical protective charms [..]

    The Council isn't about to just hand over the talismans.

    انجمن مي خواد طلسم ها رو تحويل بده.

  • جادو

    noun

    We found this gypsy talisman on your property.

    ما اين جادو رو که مال کولي هاست رو تو خونه تو پيدا کرديم.

  • بخت آور

  • ترجمه های کمتر

    • لام چه
    • چشم آرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " talisman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "talisman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه