ترجمه "talkative" به فارسی
پرحرف, وراج, پرچانه بهترین ترجمه های "talkative" به فارسی هستند.
talkative
adjective
دستور زبان
Tending to talk a lot. [..]
-
پرحرف
adjectiveMost as much as I hates talkative women.
هم ون قدر که از زنهای پرحرف بدم میاد .
-
وراج
It was like having an extremely talkative shadow.
درست مثل این بود که کسی یک سایهی پرپانه و وراج داشته باشد.
-
پرچانه
adjectiveShe was a country peasant woman and a very talkative one.
زنی دهاتی و بسیار پرچانه بود.
-
ترجمه های کمتر
- پرگوی
- خوش صحبت
- دارای شهوت کلام
- صدا بلند
- پر حرف
- پر چانه
- گزافه گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talkative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "talkative" با ترجمه به فارسی
-
چاپلوسی
-
(در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
-
صحبت وقيح
-
مادرن تاکینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن