ترجمه "talkativeness" به فارسی
وراجی, پرحرفی, پرگویی بهترین ترجمه های "talkativeness" به فارسی هستند.
talkativeness
noun
دستور زبان
The state of being talkative. [..]
-
وراجی
nounHe smiled at Jurgis confidingly, and then started talking again, with his blissful insouciance.
لبخند اطمینانبخشی به یورگیس زد و مجددا وراجی بیبندوبارش را شروع کرد.
-
پرحرفی
Sometimes, however, she had talkative fits in which she would ask the most amazing and unanswerable questions.
گاهی نیز به پرحرفی میافتاد و سئوالات عجیبی میکرد که هیچ پاسخی نداشتند.
-
پرگویی
And yet, talkative resolution may be as genuine as grim silence.
اما عزم جزم و پرگویی ممکن است درست مثل سکوت توأم با جدیت حقیقی و اصیل باشد.
-
پر حرفی
nounMeg talks too much.
مگ آدم پر حرفی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talkativeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "talkativeness" با ترجمه به فارسی
-
چاپلوسی
-
(در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
-
صحبت وقيح
-
مادرن تاکینگ
-
گوگل تاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن