ترجمه "tallow" به فارسی

پیه, پيه, دمبه بهترین ترجمه های "tallow" به فارسی هستند.

tallow verb noun دستور زبان

a hard animal fat obtained from suet etc.; used to make candles, soap and lubricants [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیه

    chemical compound, rendered form of beef or mutton fat, processed from suet

    I had the tallow of three hundred cows, for greasing my boat, and other uses.

    برای چرب کردن زورق و مصارف دیگر پیه سیصد گاو را فراهم کردم

  • پيه

    We don't want to resort to tallow again, do we?

    ما که نميخوايم دوباره از پيه استفاده کنيم ، ميخوايم ؟

  • دمبه

  • ترجمه های کمتر

    • با پیه پوشاندن
    • پیه مالی کردن
    • چربی گوشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tallow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tallow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tallow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه