ترجمه "tamp" به فارسی

چپاندن, (باضربه های سنبه و غیره چیزی را در سوراخی چپاندن) تپاندن, (دینامیت گذاری برای ساختن تونل و غیره) سوراخ را با باروت و سپس شن یا خاک پر کردن بهترین ترجمه های "tamp" به فارسی هستند.

tamp verb noun دستور زبان

(blasting) to plug up with clay, earth, dry sand, sod, or other material, as a hole bored in a rock, in order to prevent the force of the explosion from being misdirected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چپاندن

  • (باضربه های سنبه و غیره چیزی را در سوراخی چپاندن) تپاندن

  • (دینامیت گذاری برای ساختن تونل و غیره) سوراخ را با باروت و سپس شن یا خاک پر کردن

  • ترجمه های کمتر

    • خاک چپانی کردن
    • در فشردن
    • سفت کوبیدن
    • کیپ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tamp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tamp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه