ترجمه "tamper" به فارسی

درفشر, چپاننده, کوبگر بهترین ترجمه های "tamper" به فارسی هستند.

tamper verb noun دستور زبان

A person or thing that tamps. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درفشر

  • چپاننده

  • کوبگر

  • ترجمه های کمتر

    • (شخص یا اسباب) تپانگر
    • (قدیمی) تمهید کردن
    • دستکاری کردن
    • زمینه سازی کردن
    • شیطنت کردن
    • مقدمه چینی کردن
    • نقشه طرح کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tamper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tamper"

عباراتی شبیه به "tamper" با ترجمه به فارسی

  • فضول · مداخله کننده
  • تامپری · شهر تمپیر (در فنلاند)
  • خرابکاری · دستکاری
  • خرابکاری · دستکاری
اضافه کردن

ترجمه های "tamper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه