ترجمه "tan" به فارسی
برنزه, دباغی, خرمائی روشن بهترین ترجمه های "tan" به فارسی هستند.
Of a yellowish-brown. [..]
-
برنزه
adjectivedark skin
We're back two days, already I'm losing my tan.
دو روزه که برگشتيم ، از الان دارم برنزه بودن پوستم رو از دست ميدم.
-
دباغی
to turn animal hide into leather
Mastic has also been used in adhesives and in leather tanning.
مَصطَک در مواد چسبنده و کار دباغی به کار میرود.
-
خرمائی روشن
colour
-
ترجمه های کمتر
- خرمایی
- تانژانت
- گراشتن
- گراشتنی
- مماس
- (دباغی) جفت
- (رنگ) قهوه ای مایل به زرد
- (عامیانه) کتک مفصل زدن
- (پوست بدن را) برنزه کردن
- (چرم خام را) در جوهر مازو خواباندن
- آفتاب دیده کردن یا شدن
- آفتاب دیدگی
- اسمر(tawny هم می گویند)
- برنزه شدگی (در اثر نور آفتاب یا لامپ ویژه)
- جوهرمازو (tannin هم می گویند)
- دباغی کردن
- رجوع شود به tanbark
- شلاق زدن
- قهوه ای روشن
- مخفف : tangent
- وابسته به دباغی یا مازوکاری
- پوست کسی را کندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An English surname derived from the transliteration of various Asian surnames, particularly originating from China and Vietnam. [..]
"Tan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Total Acid Number, the measure of a lubricant's or crude oil's acidity. [..]
"TAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tan" با ترجمه به فارسی
-
فان تان (نوعی قمار چینی که با ورق یا لوبیا انجام می شود)
-
گیاهان پوستی
-
عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
-
رجوع شود به Manchester terrier
-
عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
-
حمام آفتاب
-
(عامیانه) شلاق زنی · آشگری · برنزه کردن پوست بدن · تیماجگری · حمام آفتاب گیری · دباغی
-
سرباز انگلیسی اعزام شده به ایرلند جهت سرکوبی شورش شین فین در سال های 1