ترجمه "tanning" به فارسی

دباغی, (عامیانه) شلاق زنی, آشگری بهترین ترجمه های "tanning" به فارسی هستند.

tanning noun verb دستور زبان

Present participle of tan. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دباغی

    noun

    process of treating animal skin to produce leather

    Mastic has also been used in adhesives and in leather tanning.

    مَصطَک در مواد چسبنده و کار دباغی به کار میرود.

  • (عامیانه) شلاق زنی

  • آشگری

  • ترجمه های کمتر

    • برنزه کردن پوست بدن
    • تیماجگری
    • حمام آفتاب گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tanning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tanning" با ترجمه به فارسی

  • فان تان (نوعی قمار چینی که با ورق یا لوبیا انجام می شود)
  • گیاهان پوستی
  • عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
  • رجوع شود به Manchester terrier
  • عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
  • حمام آفتاب
  • tan
    (دباغی) جفت · (رنگ) قهوه ای مایل به زرد · (عامیانه) کتک مفصل زدن · (پوست بدن را) برنزه کردن · (چرم خام را) در جوهر مازو خواباندن · آفتاب دیده کردن یا شدن · آفتاب دیدگی · اسمر(tawny هم می گویند) · برنزه · برنزه شدگی (در اثر نور آفتاب یا لامپ ویژه) · تانژانت · جوهرمازو (tannin هم می گویند) · خرمائی روشن · خرمایی · دباغی · دباغی کردن · رجوع شود به tanbark · شلاق زدن · قهوه ای روشن · مخفف : tangent · مماس · وابسته به دباغی یا مازوکاری · پوست کسی را کندن · گراشتن · گراشتنی
  • سرباز انگلیسی اعزام شده به ایرلند جهت سرکوبی شورش شین فین در سال های 1
اضافه کردن

ترجمه های "tanning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه