ترجمه "tampon" به فارسی

تامپون, تپانه, تپان بهترین ترجمه های "tampon" به فارسی هستند.

tampon verb noun دستور زبان

A plug of cotton or other absorbent material inserted into a body cavity or wound to absorb fluid, especially one inserted in the vagina during menstruation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تامپون

    noun

    mass of absorbent material, primarily used as a feminine hygiene product

    I've lost one of my nose tampons.

    .من یکی از تامپون های دماغم رو گم کردم

  • تپانه

  • تپان

  • ترجمه های کمتر

    • (توده ی پنبه و غیره که در سوراخ بدن یا زخم می گذارند تا خون و غیره را جذب کند) فتیله
    • تپانه گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tampon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tampon"

اضافه کردن

ترجمه های "tampon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه