ترجمه "tangly" به فارسی

گوریده, نابسامان, درهم و برهم بهترین ترجمه های "tangly" به فارسی هستند.

tangly adjective دستور زبان

Entangled; intricate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوریده

  • نابسامان

  • درهم و برهم

  • ترجمه های کمتر

    • پر از گره
    • پر گیر و دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tangly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tangly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه