ترجمه "tanked" به فارسی
(امریکا- عامیانه) سیاه مست (tanked up هم می گویند) ترجمه "tanked" به فارسی است.
tanked
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of tank. [..]
-
(امریکا- عامیانه) سیاه مست (tanked up هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tanked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tanked" با ترجمه به فارسی
-
توپ ضدتانک
-
اندیشکده · اندیشگاه · سازمان پژوهشی
-
آبانبارها
-
کپسول اکسیژن
-
تانک
-
(اتومبیل) باک · (ارتش) تانک · (امریکا - خودمانی) سلول زندان · (در اصل)انبار آب · آب انبار · اتاق زندان · از قصد باختن · انبار · انباشتگاه · باک · برکه · تانک · در تانک یا آب انبار قرار دادن · غرابه · مانداب · ماندابگاه · مخزن · منبع
-
(راه آهن) واگن نفتکش · واگن تانکر · واگن مخزن
-
زیرپیراهن رکابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن