ترجمه "tape" به فارسی
نوار, قیطان, تسمه بهترین ترجمه های "tape" به فارسی هستند.
tape
verb
noun
دستور زبان
Flexible material in a roll with a sticky surface on one or both sides, adhesive tape. [..]
-
نوار
video or audiocassette tape
There's a tape here with Monica's name on it.
يه نوار هست كه اسم " مانيكا " روش نوشته.
-
قیطان
-
تسمه
noun
-
ترجمه های کمتر
- بند
- ریسمان
- پایانبند
- (با نوار یا تسمه یا قیطان) بستن
- (روی نوار صوتی یا ویدئو) ضبط کردن
- (نوار) متر (tape measure هم می گویند)
- با نوار متر اندازه گرفتن
- بسته بندی کردن
- متر کردن
- مخفف : magnetic tape و red tape و tapeworm و ticker tape و recordertape
- نوار (از پارچه یا کاغذ یا پلاستیک و غیره)
- نوار خط پایان مسابقه
- نوار صدانگاری
- نوار صوتی
- نوار ضبطصوت
- نوار مغناطیسی
- نوار ویدئو
- نوار چسباندن 0
- نواربندی کردن
- نوارچسب (adhesive tape هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tape " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tape"
عباراتی شبیه به "tape" با ترجمه به فارسی
-
(دستگاه ضبط صوت و غیره) چرخ نوار و بلندگو · (سیستم صوت) دک · پهنه ی نوار
-
ترتیب اداری · تشریفات زائد · روال کار اداری · سلسله مراتب · قرطاس بازی · کاغذ بازی · کاغذبازی
-
رجوع شود به loop
-
تاپس
-
کاغذ بازی · کاغذبازی
-
لنت · چسب برق · چسب نواری برق
-
نوار تحریر
-
سرهم بندی كردن، استفاده از امكانات ابتدايی برای به انجام رساندن ايده يا كاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن